تبليغاتX
دلم‌گرفت‌ای همنفس

 

تندروي مي‌تواند وجهه روحانيت را به طور جدي مخدوش كند

 جمع از روحانيون

 

يكي از مهم‌ترين مسايلي كه در حوادث اخير بار ديگر به منصه ظهور رسيد. جايگاه ويژه روحانيت و مرجعيت در تحولات سياسي و اجتماعي كشور است. با وجود همه ترديد‌هايي كه برخي تحليلگران در سال‌هاي اخير درباره تقليل اهميت جايگاه اين نهاد مهم و تاريخي داشته‌اند. تحولات اخير نشان داد كه اين نهاد ديرپا از قدرت و نفوذ قابل اعتنايي در ميان اقشار مختلف مردم برخوردار است. اما همه اينها دليل بر اين نمي‌شود كه از آسيب شناسيي و شناخت آفاتي كه ممكن است اين نهاد مقدس را تهديد كند غافل شويم.

در طول تاريخ شيعه، عالمان ديني به دليل تعلق به ساختارهاي سنتي و استخواندار جامعه از استحكام و اقتدار خاصي برخوردار بوده‌اند؛ به همين دليل است كه هيچ حركت مهم سياسي، اجتماعي و فرهنگي بدون ياري روحانيت موفق به رسيدن به اهداف خود نشده است.

روحانيت شايد در برخي مقاطع تاريخي، پيشتاز يك جنبش نبوده باشد، اما قطعاً بدون حضور اين قشر تاثيرگذار، آن جنبش قادر به دستيابي به آرمان‌هاي خود نبوده است. از همين رو روحانيت در جايگاهي قرار داشته كه آفات و آسيب‌هايي آن را هميشه تهديد مي‌كرده است. همانگونه كه همين آفات و آسيب‌ها همه گروه‌هاي مرجع و هدايتگر را تهيد كرده و مي‌كند.

يكي از اين آسيب‌ها، خطر حركت غير عقلاني و غير منطقي است كه مي‌تواند گاهي در قالب تندروي و بعضي اوقات هم در قالب كندروي بروز يابد اين آفت مهم كه مي‌تواند آسيب‌هاي جدي به يك حركت وارد كند، از آسيب‌ها و تهديد‌هاي مهمي است كه نهاد روحانيت نيز از آن ضربه‌هايي ديده است. گاهي اوقات شاهد بوده‌ ايم كه روحانيت از روند تحولات جامعه عقب افتاده و به سختي توانسته خود را به فرايند سريع جنبش‌هاي اجتماعي برساند.

اين آسيب،‌ گاهي موجب بي اعتنايي مردم به اين نهاد شده و اين تلقي را دامن زده است كه روحانيت كار كرد خود را از دست داده است. با اين حال به دليل جايگاه غير قابل خدشه روحانيت، به محض ملحق شدن اين نهاد مقدس به روند اجتماعي، شاهد حضور موثر و بالتبع جبران نقضيه كند روي بوده‌ايم؛تاجايي كه حتي روحانيت گوي سبقت را از گروه‌هاي پيشرو نيز ربوده است. اما نقضيه تندروي اينگونه نيست. تندروي مي‌تواند وجهه روحانيت را به طور جدي مخدوش كند.

كندروي نهايتاً روحانيت را به طور موقت از صحنه جدا مي‌كند، اما تندروي مي‌تواند روحانيت حاضر در صحنه را به افرادي بي منطق، خردستيز، احساساتي، جوزده و حتي گاهي مضحك بدل كند. تندروها هم به خود زيان وارد مي‌كنند و هم مسير تحولات اجتماعي را دچار انحراف و حاشيه‌هاي غير ضروري مي‌نمايند.

حال اگر بخشي از روحانيت نيز دچار اين آسيب شود مي‌تواند حدس زد كه چه بالايي بر سر جايگاه متعالي و مقدس روحانيت وارد كرده‌اند؟ اينگونه تندروي‌‌ها مي‌تواند اعتماد بخش‌هاي مهمي از جامعه و به ويژه نخبگان را نسبت به روحانيت مخدوش كند خاصيت اصلي نخبگان هر جامعه‌اي، متانت و عقل گرايي و رفتارهاي حساب شده آنها است و تندروي به نام دين و روحانيت از آسيب‌هاي جدي در روابط اين قشر نخبه با روحانيت است.

در سال ها و ماه‌هاي اخير شاهد برخي تندروي‌ ها از سوي گروهي از طلاب و روحانيون بوده ايم كه اگر چه انگيزه‌هاي قوي ديني و انقلابي داشته و دارند، اما به دليل رفتارهاي خودسرانه و فرد گرايانه شان متاسفانه به نمايد از روحانيت بدل شده و موجب خدشه دار شدن اعتماد قشر وسيعي از نخبگان و تضعيف نهادهاي تصميم ساز شده‌اند اميد است تحولات اخير زنگ خطري جدي براي اين طيف باشد كه جلوتر از عقلاي قوم حركت نكنند.

 پ.ن:

علت نگارش اين مطلب بحثب بود كه سركلاس انقلاب پيش امد و هرچي به استاد گفتم به عنوان توجيه قبول كرد.

 

 

جمعه 1388/07/24ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط امین صبحي
تگ ها: يادداشت