تبليغاتX
دلم‌گرفت‌ای همنفس
«"یادداشت های یک خبرنگار"»

 

شبكه دوم تلوزيون دولتي اسپانيا، فيلمي مستند را در زمينه فروش كليه در ايران بخاطر مشكلات اقتصادي به نمايش گذاشت كه تاثر شديد ايران مقيم اين كشور اروپايي را برانگيخته است.

 

خريدو فروش قانوني كليه 

اين فيلم با نام «زندگي،ارزش يك كليه را دارد»، به مدت بيش از يك ساعت ، به شرح چگونگي اهداي كليه در ايران مي‌پردازد و از لابلاي آن تلاش ميكند تا نشان دهد اين كار نه از روي عواطف انساني بلكه به دليل مشكلات وخيم اقتصادي صورت مي‌گيرد.

همه گفت‌وگوها و اظهارنظرها در فيلم اعم از اهداكنندگان ، دريافت كنندگان ومسئولان مركز پيوند كليه ، حول چانه زني برسر قيمت كليه مي‌چرخد و نهايتاً نيز به اين منجر مي‌شود كه اهدا كنندگان با وجود اعتراض به نرخ پايين عضو خود، از روي ناچاري به فروش آن تن مي‌دهند .

 

آماده سازي مهراد براي اهداي كليه

 

فيلم براي آنكه احساسات مخاطب را تحت تاثير كامل قرار دهد، حتي لحظه بريدن و در آوردن كليه او  و وزن كردن آن در اتاق عمل نشان مي‌دهد تا از ايران ، چهره اي بسيار منفي به مخاطبان غربي منتقل كند.

محور اصلي فيلم براهداي كليه يك مرد جوان 25 ساله به نام «مهرادا» به يك دختر جوان فقير و اهداي كليه يك زن مطلقه به نام «سهيلا» به يك مرد جوان است.

«مهرداد»، كارگر مترو كه كار خود را از دست داده ، با مشكل حامله شدن زنش روبرو است و براي آنكه فرزندش مانند خود او ،فردي «بيچاره و بدبخت» نشود، تصميم مي‌گيرد به عنوان آخرين راه حل ، كليه اش را بفروشد تا هم بتواند بدهي هايش را بپردازد و هم سقط جنين همسرش صورت گيرد.

 

يكي از مراكز پيوند كليه

 

سهيلا ديگر سوژه فيلم نيز يك زن طلاق گرفته است كه چون نمي خواهد تن فروشي كند تصميم مي‌گيرد كليه اش را بفروشد تا از طريق آن بتواند خانه اي براي خود و برادرانش اجاره كند.

يك مسئول مركز پيوند كليه در اين فيلم مي‌گويد كه هررزو بيش از 100نفر به اين مركز براي فروش كليه خود مراجعه مي‌كنند اما ما فقط از افراد 23 تا 34 ساله كليه مي‌گيريم .

فيلم كه براي بسياري از افراد، ديدن آن غير تحمل به نظر مي‌رسد ، در پايان با اين نتيجه گيري  كه مهرداد با پول فروش كليه يك تاكسي خريد اما در تصادف آن را از دست داد و سهيلا نيز پپس از اين ماجرا ، كار قبلي خود را نتوانست ادامه دهد تمام مي شود.

درحالي كه گروه‌هاي تصويربرداري صداو سيما براي ظبط برنامه در سطح شهر و يا بيمارستان هاي كشورمان به انواع مجوزهاي ناجا با هماهنگي سخت اداري ـ انتظامي نياز دارند ، گروه تصويربرداري تلوزيون اسپانيا به راحتي موفق شده است در انجمن حمايت از بيماران كليوي و بيمارستان محل پيوند كليه ، تصويرهاي لازم را تهيه كرده و پيام هاي غير منصفانه و يكطرفه خود را به بيننده منتقل كند.

 

آگهي فروش كليه در يكي از خيابان‌هاي تهران

 

* شب گذشته نيز شبكه سحر صدا و سيما به انعكاس بخش‌هايي از اين سياه نمايي پرداخت؛ سوژه اين فيلم برگرفته از گزارشي است كه چندي پيش شبكه خبري بي‌بي‌سي از وضعيت خريد و فروش كليه در ايران تهيه كرده بود نوشته شده است.

 

* كليه A مثبت براي فروش موجود است

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط امین صبحي  | 

 

 

شهرام جزايري مفسد اقتصادي

 

شهرام جزايري 2روز قبل از فرار خود به رئيس يكي از سه قوه نامه‌اي  نوشت

و در آن  مطرح كرد: « قرار ما اين نبود من فرار مي‌كنم!»

همچنين  در حال حاضر نيز

 اطلاعات خاصي در مورد جزايري

 كه مسئولين در زمان فرار از او فقط  با عنوان شهرام ياد مي‌كردندد خبري نيست!!!

شايد دوباره براي حمام رفته ...

 

هـــــــــــــــــمــــــــــــــچـــــــــــنـــــــــــيــــــــــــــن

چندي پيش پس از كناره گيري سردار نقدي از رياست ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز،

 دكتر محمود احمدي‌نژاد، وزير دادگستري خود، يعني همان سخنگوي دولت

 را براي هدايت اين ستاد انتخاب كرد.

غلامحسين الهام مرد 4شغله در دولت نهم

 

دكتر الهام علاوه برسمت وزير دادگستري،  سخنگوي دولت، 

 عضوشوراي نگهبان و استاد دانشگاه  نيز است .

از اين رو الهام به دلايل مختلف به دنبال گزينه‌اي به عنوان جانشين خود در هيئت دولت

جهت پست سخنگويي برآمده است

 برپايه شنيده‌‌ها وي از صفارهرندي به عنوان بهترين گزينه ياد كرده است.

البته حرف‌هايي از شيخ الاسلام نيز به گوش مي رسد

كه اثر گذاري اين خبر به نسبت خبر فبل كمتر است.

 

                        براي مشاهده تصوير بزرگتر كليك كنيد

  

دراين  رابطه  چندي پيش سايت تازه كار «جهان نيوز»  نيز پس از انتصاب الهام

به سمت رياست  ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز

خبر استعفاي وي را از سمت سخنگويي منتشر كرد

كه پس از دقايقي هنگامي كه  اين موضوع  فضاي خبري تازه اي

را دردنياي مجازي ايجاد كرده بود اين سايت اقدام به حذف اين خبر كرد...!!!

البته پس از  گذشت چند رو ز از اين انتشار اين خبر توسط جهان نيوز،

سايت خبري بازتاب ،  به نقل از غلامحسين الهام تكذيبه اين خبر را منتشر كرد.

   

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط امین صبحي  | 

 

 

خبر فوري: رجانيوز شعبان بي‌مخ دولت نهم

 

 

                                                  ****

 

 

شنیده‌ها حاکی است: 

پس از انتشار سؤالات توهین‌آمیز به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) از سوی  وزارت آموزش و پرورش این‌بار صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت فعلی در همایش فرهنگ فاطمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی که سه‌شنبه، 12تیرماه در سالن همایش‌های صداو سیما برگزار شد، در جمع خبرنگاران در تشریح جایگاه ائمه به ساحت مقدس این امامان توهین کرد!

صفارهرندی در جمع خبرنگاران اذعان داشت: که ائمه همانند (...) هستند و بنی‌امیه همانند سگ می‌باشند.

صفارهرندی در ادامه تصریح کرد: گوسفند برای مردم سودهای فراوانی دارد و تمام قسمت‌های آن مورد استفاده است، ائمه نیز این‌چنین هستند.

وی افزود: پس از گذشت قرن‌ها اسم ائمه هم‌چنان باقی مانده است و نسل بنی‌امیه مانند سگ که در حال نابودی است، منقرض می‌شود.

صفارهرندی درپاسخ به اعتراض خبرنگاران مبنی بر این‌که این حرف از سوی شخص اول فرهنگی کشور! جایز نیست به آیه‌ای از قرآن اشاره کرد: «در مثل مناقشه نیست»!!!!!!!!

خبرنگاران حاضر در این جلسه در تبعیت از فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اتحاد ملی و انسجام اسلامی از درج سخنان توهین‌آمیز وی به ساحت مقدس ائمه‌ی بزرگوار خودداری کردند.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/15ساعت 3:0 بعد از ظهر  توسط امین صبحي  | 

 

 

مُشت می کوبم بر در  پنجه می سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام از همه چيز
بگذاريد هواری بزنم

آی با شما هستم

 آی  اين درها را باز کنيد
من به دنبال فضايی می گردم
لب باغی ـ سر کوهی - دل صحرايی
که در آنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فرياد بلندی بکشم
که صدايم برسد
من هواری را سر خواهم داد
چاره درد مرا بايد اين داد کند
از شما خفته ی چند
چه کسی می آيد با من فرياد کند

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط امین صبحي  | 

 

طي 24 ساعت گذشته خبر سنگسار يك زن و مرد در تاكستان قزوين خوراكي بود كه شادی صدر وکیل، فعال جنبش زنان واز اعضای کمپین قانون بی سنگساربراي برخي رسانه و از جمله وبلاگ‌ها مهيا كرده بود.

 

متاسفانه تمامي سايت‌ها ووبلاگ‌ها با درج اين مطلب « مکرمه ابراهيمي، 43 ساله، 11 سال است که به همراه مردي که از او يک فرزند دارد در زندان چوبين قزوين در انتظار اجراي حکم سنگسار به سر مي

‌برد. يک منبع مطلع با تاييد خبر اجراي حکم سنگسار در تاکستان  گفت : حتي گودالي را که قرار است حکم در آن اجرا بشود در بهشت زهرا کنده اند.»

در حالي كه آيت‌الله شاهرودي با اظهار بي اطلاعي از وجود چنين حكمي دستورداد اگر هم قرار است چنين حكمي به اجرا درآيد اين حكم به حالت تعليق درآيد.

متاسفانه با وجود جريان سازي قوي در روند جريان اين پرونده كسي به مسائل اصلي ناگفته دراين پرونده اشاره نكرد .

عليرغم مشخص شدن دو نوبت زمان جهت اجراي حکم و بررسي در شوراي تامين شهرستان تاکستان اما هر بار به دلايلي که هنوز مشخص نيست، حکمي که از سال 1383 صادر شده اجرا نشده است! چرا؟

 وسر انجام اينکه مسئوليت فرزند ي که از اين رابطه نامشروع  در زمان اطاله دادرسي  بوجود آمده است برعهده کيست ؟

البته با وجود درك اين مطلب كه صدور حكم براي چنين پرونده اي به سادگي امكان پذير نيست ولي تعويق صدورحكم  در اين پرونده جاي سئوال دارد؟

کسانی که به دنبال اصل خبر هستند

 

 

ماجراي اين پرونده به سال‌هاي  68 تا 69 در شهر اسلامشهر برمي گردد. دو خانواده يکي با 4 و ديگري با 5 فرزند در همسايگي هم زندگي مي کردند، اما گويا پدر خانواده‌اي که 5 فرزند داشت نظر و فکر آلوده بر مادر همسايه داشت.

آنطور که متهمه بعد از دستگيري در سال 1374 اقرار نموده بعد از مدتي روابط بين اين زن و مرد به گناه آلوده مي شود طوري که شايعاتي در خصوص آن  در محله زندگي و بين آشنايان و اقوام پخش مي شود.

 پدر اين زن، دختر و داماد و نوه‌هايش را براي رهايي از مسائل مطرح شده او را به زادگاهش خلخال مي‌برند. اما مرد همسايه همچنان به وضعيت خود و آن زن بي توجه بوده بطوريکه به خلخال مي رود و سعي مي کند که به اشکال مختلف آنان را وادار به بازگشت به اسلامشهر مي نمايد.

اگر چه پدر و برادران زن با جمع آوري ريش سفيدان و اخذ تعهد کتبي ازمرد همسايه او را متعهد مي نمايند که دست از سر دختر و خواهر شان بر دارد. اما سر انجام آن خانواده به اسلامشهر باز مي گردند.

سال 1370 بعد از مدتي کوتاه  متهمه با قرار قبلي با مرد همسايه شناسنامه و دفترچه بيمه خود رابرداشته و ازخانه خارج مي شود و به فرزندانش مي گويد که براي مراجعه به پزشک بيرون مي رود.

شوهر زن که به خانه مي آيد با طولاني شدن غيبت زن پليس را در جريان امر قرار مي‌دهد والبته پليس هم تحقيقاتي را انجام مي‌دهد ...

4 سال از آنان خبري نمي شود. تا اينکه متهم روزي با متهمه براي ميهماني به منزل خواهرش مي روند. با اطلاع مردمي، پليس متهمه را درآنجا دستگير و متهم فرار مي‌کند. متهمه به دادسراي اسلامشهر تحويل داده مي شود ولي متهمه براي فرار از اتهام شوهر خود را به قوادي متهم مي کند که داد گاه با بررسي وادله ارائه شده شوهر متهمه را از اين اتهام تبرئه مي کند.... 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/01ساعت 8:53 بعد از ظهر  توسط امین صبحي  |