بگو از کدامین قبیله ای
کربلا ما را به خود فرا می خواند و دل های مشتاق، همچون کبوتران خلد حرم در هوای کربلا پر می کشند. گوش کن! به ندای دلت گوش کن که حسین حسین می کند و اگر تو کربلایی هستی و سینه ات فراخنای آسمان کربلاست و تنت فقس تنگ نام و ننگ و خور و خواب را نمی پذیرد، به قبله گاه جبهه رو کن، و اگر نه، بمان و ننگ ماندن را بپذیر؛ و بدان که آب مانده را "مرداب" می خوانند.

یعنی نه این چنین است که کربلا شهری در میان شهرها باشد
و عاشورا روزی در میان روزها؛
زمین سراسر پهن دشت کربلاست و کربلا ما را به خود فرا می خواند.
کربلا ما را به خود فرا می خواند.
آری، پیروزی با ماست، چرا که خدا با ماست.
کربلا ما را به خود فرا می خواند و آن سوی تر، "قدس" است در اسارت "شیطان"..
و راه از کربلا می گذرد.
این همه را در متن تاریخ بنگر. مبادا غافل شوی و بینگاری که زمان بر تو وفا خواهد کرد و نخواهی مرد؛ نه. زمان بر هیچ کس وفا نمی کند، اما با این همه، زمان بر عاشورا مانده است و تو، چه امروز و چه دیروز و چه هزارسال دیگر، یا باید که در قبیله شیطان داخل شوی و به لشکر یزید بپیوندی، و اگر نه، مرد باشی و در خیل اصحاب حسین علیه السلام پنجه در پنجه ظلم در افکنی و تا پای خون و جان بایستی.
کربلا ما را به خود فرا می خواند و دل های مشتاق، همچون کبوتران خلد حرم در هوای کربلا پر می کشند. گوش کن! به ندای دلت گوش کن که حسین حسین می کند و اگر تو کربلایی هستی و سینه ات فراخنای آسمان کربلاست و تنت فقس تنگ نام و ننگ و خور و خواب را نمی پذیرد، به قبله گاه جبهه رو کن، و اگر نه، بمان و ننگ ماندن را بپذیر؛ و بدان که آب مانده را "مرداب" می خوانند.
اما اینان کبوتران جلد حرم عشقند، و حرم عشق کربلاست. و چگونه در بند خاک بماند آن که پرواز آموخته است و راه کربلا را می شناسد؟ و چگونه از جان نگذرد آن کس که می داند جان، بهای دیدار است؟
ای جوانمرد،
بگو که از کدامین قبیله ای!
اینجا قافله نور راه کربلا می پوید و آن سوی تر، دجله و فرات است که هنوز آبشخور گرگان گرسنه ای است که آب را بر کربلاییان بسته اند و در افق دور، "قدس" است در اسارت شیطان. ای جوانمرد، بگو که از کدامین قبیله ای!
و به راستی که راه قدس از کربلا می گذرد. "راه قدس از کربلا می گذرد" یعنی آماده باش تا پای خون و جان. جمجمه ات را به خدا بسپار و دندان صبر بر جگر بگذار و مردانه در صف مردان کربلایی بایست تا گرگان گرسنه یزیدی پیکر حق را مُثله نکنند.
و یزید مظهر ظلم و ناجوانمردی و نام و ننگ و خشم و شهوت در تمامی طول تاریخ است، همان گونه که همواره، در تمام تاریخ، صلای "هل من ناصر" اما عشق از جانب کربلا به گوش می رسد. و تو این جوانمرد، بگو که از کدامین قبیله ای!
اینجا قافله نور است که راه کربلا می پوید و آن سوی تر، دجله و فرات است که هنوز آبشخور گرگان گرسنه ای است که آب را بر کربلاییان بسته اند و ... در افق دور، قدس است در اسارت شیطان. و تو ای جوانمرد، بگو که از کدامین قبیله ای!
محبت حسينبنعلي(ع)نه تنها در دل زمينيان است، بلكه عرشيان نيز او را دوست دارند و به فرموده رسول خدا او محبوبترين چهره نزد آسمانيان است.

السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك يابن رسول الله السلام عليك يابن اميرالمومنين و ابن سيد الوصيين السلام عليك يابن فاطمه سيده نساءالعالمين السلام عليك يا ثارالله
عاشورا تجلي خداست و تفسير لا اله الا الله. خداي كائنات به آفتاب امر فرموده تا آرامتر حركت كند و مجال عشقبازي به شهيدان محبت خويش را فراهم سازد.
نواي العطش عرصهگاه عشق را فرا گرفته است. همه تشنه وصالند و تلاطم درياي عشق از همه بالاتر. همه العطشند و درياي حيات و عزت يكپارچه عطش به خالق.
تمام تشنگي در كام حسين(ع) زبانه ميكشد كه هر نهري به او ميرسد فرياد العطشاش را فراموش ميكند كه نواي حسين(ع) خوشتر از نفير هر تشنهكامي است.
بيوفايي كوفيان زمينهاي است براي وفاي به عهد ثارالله كه عاشق خداست و عشق قربانيپذير.
من طلبني وجدني من وجدني احبني من احبني عشقني من عشقني عشقته من عشقته قتلته من قتلته فعلي ديه فانا ديه.
حسين(ع)مجراي خالق است و مخلوق؛نهر جاري محبت كه با نواي "هل من ناصر.. "خويش تمام قطرات سرگردان را فرا ميخواند. جريان زلالي كه همه را همراه ميسازد و درياي محبتي كه وهب نصراني و حر يزيد رياحي را هم اسير خويش ميسازد و آزاده عالم.
يهديالله لنوره من يشاء خداوند عشق حسين(ع) را در دلها نهاده و در سايه همين محبت "موتو قبل ان تموتوا " را عملي ميكند كه محرم ماه تكامل انسان است و حرارت عشق حسين(ع) شرط تكامل؛ شعله عشقي كه هيچگاه سرد نميشود. " انّ لقتل الحسين عليه السلام حرارة في قلوب المومنين لا يبرد ابدا "
محبت حسينبنعلي(ع)نه تنها در دل زمينيان است، بلكه عرشيان نيز او را دوست دارند و به فرموده رسول خدا او محبوبترين چهره نزد آسمانيان است. " من احبّ ان ينظر الي احبّ اهل الارض الي اهل السّماء فلينظر الي الحسين "
در بارگاه قرب كه جاي ملال نيست سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است
مصباح هدايت است و سريعترين سفينه نجات "كلنا سفن النجات و سفينه الحسين اسرع ". مبدل السيئات بالحسنات است و اشك بر عزاي او آتش را بر ابراهيميان حنيفاش گلستان ميسازد و با غبارروبي هرم سينهزني مرات دل را جلوهگر وجهالله ميسازد كه اشك مفتاح دل است و مدخل ورود محبوب. و "يخالطه الله بنفسه " و خداوند به نفسه با آن زائر مخلوط ميشود كه حسين(ع) تجلي خداست.
"و اسئله ان يبلغني المقام المحمود لكم عندالله و ان يرزقني طلب ثاركم مع امام هدي ظاهر ناطق بالحق منكم "كه ظهور منتقم خون خدا،جزاي كربوبلاست.
نوحهاي منسوب به سيدالشهدا (ع) وجود دارد كه گويا حضرت در لحظات آخر عمر شريفشان اين شعر را سرودهاند. سالهاست مداحان و واعظان در جلسات هفتگي خود آن را همخواني ميكنند. اين شعر به «شيعتي» معروف است.

گفته ميشود كه دليل سلام دادن شيعيان پس از نوشيدن آب، همين شعري است كه حضرت در ظهر عاشورا گفتهاند. و اما شعر:
شيعتي مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذكروني (شيعيان من! هنگامي كه آب گوارا نوشيديد، مرا ياد كنيد.)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَريبٍ اَوْ شَهيدٍ فَانْدُبُوني (و يا هنگامي كه از غريبي يا شهيدي خبري شنيديد، بر من ندبه كنيد.)
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذي مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ قَتِلُوني (من، نواده [پيامبر] هستم كه مرا بي گناه كشتند.)
وَ بِجَرد الخَيْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُوني (و پس از آن از روي عمد، مرا پايمال سم اسبان كردند.)
لَيْتَكُم في يَوْمِ عاشورا جميعاَ تَنْظُروني (اي كاش، همگي در روز عاشورا بوديد و ميديديد.)
كَيْفَ اِسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبوا اَن يّرْحَمُوني (كه چگونه براي كودك خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نكردند.)
يا دهر اف لك من خليلي كم لك بالإشراق والأصيلي
من طـالب بـحقه قتيلي والدهر لا يـقنـع بالبديلي
وكل حـيّ سالك سبـيلي ما أقرب الوعد من الرحيلي
وإنما الامر الى جليلي

اي روزگار، واي بر مثل تو دوست
چه بسيار در تاريكيهاي شب و روشنايي هاي روز
آنان كه حق خود ميجويند، به خاك و خون ميغلطند
و روزگار به هيچ عوض و بدلي قناعت نمي كند
هر زندهاي، سرانجام، راه خويش خواهد پيمود
موعد سفر به كوچنده نزديك است
و زمام امور در دست پروردگاري است كه زيبا نقش ميزند

چرا محرم؟!
پيش از اسلام عرب، جنگ در اين ماه را حرام ميدانست و ترك مخاصمه ميكرد؛ لذا از آن زمان اين ماه بدين اسم نامگذاري شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمري قرار دادند.(2) در توضيح اين كه چرا ماههاي ديگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم ناميده نميشود ميتوان گفت: چون ترك جنگ از اين ماه شروع ميشد به آن محرم گفتند.
اين ماه در مكتب تشيع يادآور نهضت حضرت سيدالشهدا و حماسه جاودان كربلاست.
اين ماه، يادآور دلاورمرديهاي ياران با وفاي اباعبدالله الحسين(عليه السلام)، فداكاريهاي زينب كبري(سلام الله عليها)، حضرت سجاد(عليه السلام)، و همه اسراي كاروان امام حسين(عليه السلام)، است. اين ماه، يادآور خطبهها و شعارهاي آگاهيبخش سالار شهيدان، نطق آتشين حضرت زينب(سلام الله عليها) و خطابه غرّاي زين العابدين(عليه السلام)، است.
اين ماه، يادآور استقامت حبيب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.
آري اين ماه، ماه پيروزي حق بر باطل است.
محرم از منظر ائمه(عليهم السلام)
شيعيان از امام رضا(عليه السلام)، چنين نقل شده است:
«وقتي محرم فرا ميرسيد، پدرم خندان ديده نميشد، حزن و اندوه تا پايان دهه اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصيبت و گريه ايشان بود.»(3)
همچنين حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره عاشورا ميفرمايد:
«كسي كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريهاش باشد، خداوند قيامت را روز شادماني و سرور او قرار خواهد داد.»(4)
اعمال شب اول ماه محرم
1ـ نماز: اين شب چند نماز دارد كه يكي از آنها به شرح ذيل است:
دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد يازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود.
در فضيلت اين نماز چنين آمده است:
«خواندن اين نماز و روزه داشتن روزش موجب امنيّت است و كسي كه اين عمل را انجام دهد، گويا تمام سال بر كار نيك مداومت داشته است.»(5)
2ـ احياي اين شب.(6)
3ـ نيايش و دعا.(7)
روز اول محرم
اول محرم هر سال اولين روز سال قمري است. از امام محمدباقر(عليه السلام) روايت شده است: «آن كس كه اين روز را روزه بدارد، خداوند دعايش را اجابت ميكند، همانگونه كه دعاي زكريا(عليه السلام) را اجابت كرد.»(8)
دو ركعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعاي زير قرائت گردد:
«اللّهم انت الاله القديم و هذه سنةٌ جديدةٌ فاسئلك فيها العصمة من الشيطان و القوَّة علي هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خداي قديم و جاوداني و اين سال، سال نو است، از تو ميخواهم كه مرا در اين سال از شيطان حفظ كني و بر نفس اماره (راهنمايي كننده) به بدي پيروز سازي.
روز دوم محرم
در چنين روزي كاروان امام حسين(عليه السلام) در سال 61 ه .ق وارد سرزمين كربلا شد و با ممانعت لشكر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گرديد.(10)
روز سوم محرم
از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده است:
«هر كس در اين روز روزه بگيرد، خداوند دعايش را اجابت كند.»(11)
در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد كربلا شد.
روز چهارم محرم
بينتيجه بودن مذاكره حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)، با عمر بن سعد براي وادار كردن لشكر وي به ترك جنگ و دعوت او و لشكرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.
روز هفتم محرم
روزه گرفتن مستحب است.
روز نهم محرم
تاسوعاي حسيني، روز محاصره امام حسين(عليه السلام) و اصحابش در سرزمين كربلا توسط سپاه شمر.(12)
اعمال شب عاشورا
1ـ چند نماز براي اين شب در روايات آمده است كه يكي از آنها چنين است:
چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سوره حمد، 50 بار سوره توحيد خوانده ميشود. پس از پايان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اكبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العليّ العظيم» خوانده شود.(13)
2ـ احياي اين شب كنار قبر امام حسين(عليه السلام).(14)
3ـ دعا و نيايش. (15)
روز عاشورا
1ـ عزاداري بر امام حسين(عليه السلام) و شهداي كربلا، در اين مورد از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است:
هر كس كار و كوشش را در اين روز، رها كند، خداوند خواستههايش را برآورد و هر كس اين روز را با حزن و اندوه سپري كند، خداوند قيامت را روز خوشحالي او قرار دهد. (16)
2ـ زيارت امام حسين(عليه السلام).(17)
3ـ روزه گرفتن در اين روز كراهت دارد؛ ولي بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشاميدن خودداري شود. (18)
4ـ آب دادن به زائران امام حسين(عليه السلام).(19)
5ـ خواندن سوره توحيد هزار مرتبه.(20)
6ـ خواندن زيارت عاشورا. (21)
7ـ گفتن هزار بار ذكر «اللّهم العن قتلة الحسين(عليه السلام).»(22)
روز دوازدهم محرم
ورود كاروان اسيران كربلا به كوفه و شهادت حضرت سجاد(عليه السلام) در سال 94 ه .ق.
1ـ روزه اين روز مطلوب است. (23)
پينوشتها:
1- مصباح كفعمي، ص 509.
2- فرهنگ عاشورا، ص 405، جواد محدثي.
3- وسائل الشيعه، ج 5، ص 394، حديث 8.
4- همان، حديث 7.
5- بحارالانوار، ج 98، ص 333؛ وسائل الشيعه، ج 5، ص 294، حديث 1؛ مفاتيح الجنان، ص 286.
6- مصباح المتهجد، ص 783.
7- بحارالانوار، ج 98، ص 324.
8- عروة الوثقي، ج 2، ص 243؛ وسائل الشيعه، ج 7، ص 347، حديث 3.
9- بحارالانوار، ج 98، ص 334.
10- فرهنگ عاشورا، ص 406.
11- عروة الوثقي، ج 2، ص 242؛ وسائل الشيعه، ج 7، ص 348.
12- وسائل الشيعه، ج 7، ص 339، حديث 1.
13- همان، ص 295، حديث 4 و 5.
14- بحارالانوار، ج 98، ص 340.
15- همان، ص 338.
16- بحارالانوار، ج 98، ص 43، حديث 5.
17- كامل الزيارات، ص 174، حديث 5 و 6.
18- وسائل الشيعه، ج 7، ص 338، حديث 7.
19- كامل الزيارات، ص 174، حديث 5.
20- وسائل الشيعه، ج 7، ص 339، حديث 8.
21- كامل الزيارات، ص 174.
22- مفاتيح الجنان، ص 298.
23- بحارالانوار، ج 98، ص 345، حديث 1.






